میرسم وقتى به تو هى گله آغاز نکن ساز بى مهر و وفا اى بسه من ساز مکن از گذشته دیگه حرفى بسه من پیش مکش تو با این حرفها منو از سر خود باز مکن منو اذر مکن این قدر خار مکن این همه غم روى تو به من بار مکن دل پر مهره منو پس نده منو از دست نده گوش به حرف کس و ناکس نده منو از دست نده از زمونه چى میمونه بسه ما یه محبت یه وفا و یه صفا
...... ...... مىخندم مىگریم چون دیوانه مى سوز ام مى ساز ام کى میدونه
میرسم وقتى به تو هى گله آغاز نکن ساز بى مهر و وفا اى بسه من ساز مکن از گذشته دیگه حرفى بسه من پیش م کش تو با این حرفها منو از سر خود باز مکن