|
|
|
|
|
|
|
گل کو Lyrics |
شب ندارد سر خواب
می دود در رگ باغ باد ، با اتش تیزاب اش، فریاد کشان
پنجه میساید بر شیشه ی در شاخ یک پیچک خشک از هراسی که ز جای اش نرباید توفان
من ندارم سر یأس با امیدی که مرا حوصله داد.
باد بگذار بپیچد با شب بید بگذار برقصد با باد.
گل کو می آید گل کو می آید خنده به لب.
گل کو می آید ،می دانم، با همه خیرگی ی باد که می اندازد
پنجه در دامان اش روی باریکه ی راه ویران،
گل کو می آید با همه دشمنی ی این شب سرد که خط بی خود این جاده را می کند زیر عبای اش پنهان
شب ندارد سر خواب، شاخ مأیوس یکی پیچک خشک (پنجه بر شیشه در می ساید.)2
من ندارم سر یأس، زیر بی حوصله گی های شب، از دورادور ضرب آهسته ی پاهای کسی می آید.
گل کو می آید گل کو می آید خنده به لب.
گل کو می آید با همه دشمنی ی این شب سرد که خط بی خود این جاده را می کند زیر عبای اش پنهان
شب ندارد سر خواب، شاخ مأیوس یکی پیچک خشک (پنجه بر شیشه در می ساید.)2
من ندارم سر یأس، زیر بی حوصله گی های شب، از دورادور ضرب آهسته ی پاهای کسی می آید.
گل کو می آید گل کو می آید گل کو می آید
| |
ارسال متن توسط : مسعود لک
|
|
|
|
|
|